در نهایت، طرح اروپایی برای بازگشایی تنگه هرمز را میتوان تلاشی برای افزایش نقش این قاره در مدیریت بحرانهای جهانی دانست، اما این تلاش تا زمانی که با شناخت دقیق از واقعیتهای قدرت در منطقه، پذیرش نقش بازیگران اصلی و طراحی سازوکارهای اجرایی قابل اتکا همراه نباشد، نمیتواند به یک راهحل پایدار تبدیل شود، حذف عناصر کلیدی بحران، تکیه بر سناریوهای پساجنگ و پرهیز از مواجهه مستقیم با ریشههای تنش، اگرچه ممکن است در سطح سیاسی جذاب به نظر برسد، اما در عمل تنها به تداوم همان چرخههای بیثباتی منجر خواهد شد که سالهاست این منطقه و به تبع آن اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است، در چنین شرایطی، هر ابتکاری که صرفاً به مدیریت پیامدها بپردازد و نه به حل ریشهای بحران، نهایتاً در حد یک طرح نیمهکاره باقی خواهد ماند که بیشتر بیانگر نیت سیاسی است تا ظرفیت واقعی اجرایی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر