۱۴۰۴ بهمن ۱۷, جمعه

تهران و بازی مرگ: جنگ به‌عنوان استراتژی بقا

 

 تهران و بازی مرگ: جنگ به‌عنوان استراتژی بقا


image.png

مهرنوش رهام

جمهوری اسلامی ایران در حال عبور از مرزهای دیپلماسی معمولی است و استراتژی تازه‌ای در پیش گرفته که برای ناظران بین‌المللی و داخلی هشداردهنده است: جنگ، یا حداقل تهدید به آن، به عنوان ابزار بقا و بازتولید قدرت. حکومتی که دیگر اعتماد مردم و مشروعیت داخلی را در اختیار ندارد، به جای اصلاح، سرکوب و تنش‌آفرینی انتخاب کرده است. این رویکرد نه تنها نشانه ضعف سیاسی است بلکه حکایت از درماندگی اقتصادی و اجتماعی دارد. تهران اکنون جنگ را نه به‌عنوان شکست، بلکه به‌عنوان فرصت می‌بیند، فرصتی برای بازتنظیم موازنه قدرت و سرکوب اعتراضات داخلی.

تحلیل این رفتار نشان می‌دهد که نظام حاکم، بر اساس یک محاسبه خطرناک، تصور می‌کند که می‌تواند یک جنگ محدود یا فشار منطقه‌ای را مدیریت کند و از آن برای تثبیت جایگاه خود بهره ببرد. این استراتژی بر سه پایه استوار است: تولید بحران برای تمرکز قدرت، هدایت خشم اجتماعی به سمت دشمن خارجی، و کاهش اثر تحریم‌ها با القای ابهام و ترس. اما هر یک از این پایه‌ها، در واقع دام‌هایی است که حاکمیت خود را در آن گرفتار می‌کند و فاصله‌اش با فروپاشی واقعی را افزایش می‌دهد.

در سطح داخلی، جنگ و تهدید به درگیری نظامی نقش روانی مهمی ایفا می‌کند. حکومت، با نمایش اقتدار نظامی و قدرت بازدارندگی، تلاش می‌کند اعتراضات مردمی را مشروعیت‌زدایی کند و آن را به «خیانت» یا «تهدید امنیت ملی» پیوند دهد. این رویکرد نه تنها آزادی بیان و فعالیت مدنی را سرکوب می‌کند بلکه جامعه را به چرخه‌ای از ترس و سکوت فرو می‌برد. در همین حال، اقتصاد بیمار و تورم سرسام‌آور، زندگی روزمره مردم را تهدید می‌کند، اما حکومت ترجیح می‌دهد بحران داخلی را با بحران خارجی مخلوط کند تا توجه عمومی را منحرف کند.

افزون بر این، سیاست جنگ برای بقا باعث می‌شود که سرمایه اجتماعی و انسانی کشور به شدت آسیب ببیند. جوانان از فرصت‌های تحصیلی و شغلی محروم می‌شوند، نخبگان فراری می‌شوند و جامعه در مسیر فقدان اعتماد و انسجام اجتماعی قرار می‌گیرد. این روند، خود یک بحران بلندمدت ایجاد می‌کند که حتی توان جنگ محدود را نیز تضعیف می‌کند. در نتیجه، سیاست‌مداران ایران درگیر چرخه‌ای از بحران‌های چندلایه می‌شوند که هرگونه اشتباه یا محاسبه غلط می‌تواند فجایع انسانی و اجتماعی گسترده‌ای به دنبال داشته باشد.

از منظر بین‌المللی، استراتژی تهدید جنگ باعث افزایش ریسک و بی‌ثباتی در منطقه می‌شود. ایران با این تصور که آمریکا و متحدانش تمایل به یک جنگ طولانی ندارند، سعی دارد محدودیت‌های خود را پشت دیپلماسی فشار و قدرت نظامی پنهان کند. اما تاریخ نشان داده است که این نوع محاسبات خطرناک می‌تواند سریعاً به فاجعه تبدیل شود. هیچ کشوری نمی‌تواند با اطمینان کامل، رفتار خصمانه یک حکومت درمانده و سرکوبگر را پیش‌بینی کند، و هرگونه خطای محاسباتی ممکن است دامنه فاجعه را فراتر از مرزها ببرد.

در سطح منطقه‌ای، سیاست جنگ برای بقا ایران باعث افزایش رقابت تسلیحاتی، تقویت گروه‌های نیابتی و ایجاد بی‌ثباتی در کشورهای همسایه می‌شود. این وضعیت نه تنها امنیت منطقه‌ای را تهدید می‌کند، بلکه فشار اقتصادی و انسانی را نیز افزایش می‌دهد. پیامد مستقیم این سیاست‌ها، تضعیف اقتصاد منطقه و افزایش رنج انسانی است، که خود بازتابی از ناکارآمدی حکومتی است که قدرت داخلی خود را از دست داده است.

در واقع، سیاست جنگ برای بقا، اعترافی تلخ به ناکارآمدی نظام است. حکومتی که برای تثبیت خود به تهدید خارجی متوسل می‌شود، در اصل اعلام می‌کند که توان مدیریت جامعه از طریق مشروعیت یا رضایت عمومی را از دست داده است. این استراتژی، در بلندمدت، بیشتر از آنکه قدرت‌آفرین باشد، مخرب است. زیرا هر بحران جدید، فشار داخلی را افزایش می‌دهد و احتمال انفجار اجتماعی را بالا می‌برد.

با نگاهی حقوق‌بشری، استراتژی جنگ و بحران‌سازی جمهوری اسلامی، فاجعه‌ای مضاعف برای مردم ایران است. هزاران نفر در سایه سرکوب، زندان، و محدودیت‌های اقتصادی و اجتماعی آسیب می‌بینند. زندگی روزمره تبدیل به عرصه‌ای از ترس، کمبود و بی‌ثباتی شده است. در این میان، رهبران نظام نه پاسخگوی نیازهای مردم هستند و نه تلاش می‌کنند برای اصلاح ساختارهای فاسد داخلی. تنها راهبردشان، حفظ قدرت از طریق ترس و بحران است.

جمع‌بندی نهایی نشان می‌دهد که سیاست جنگ برای بقا، نمایشی از یک حکمرانی در حال سقوط است؛ حکومتی که دیگر قادر نیست مشروعیت و اعتماد مردم را جلب کند و برای حفظ خود، به ابزارهای افراطی پناه می‌برد. ایران، در آستانه یک بحران چندلایه، نه تنها با خطر خارجی مواجه است، بلکه درگیری داخلی و انفجار اجتماعی نیز تهدیدی جدی محسوب می‌شود. اگر این مسیر ادامه یابد، سرنوشت کشور نه در قالب یک قدرت منطقه‌ای، بلکه در قالب جامعه‌ای گرفتار بحران‌های پیوسته و چندلایه رقم خواهد خورد. 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

هشدار هیئت حقیقت یاب سازمان ملل درباره تشدید بحرام حقوق بشر در ایران

  هشدار هیئت حقیقت یاب سازمان ملل درباره تشدید بحرام حقوق بشر در ایران هیئت مستقل بین‌المللی حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره ایران هشدار داده اس...