بیگانگی از بلوک نهادین نظام
ماهنامه خط صلح – به طور معمول فساد اداری سوئاستفاده از قدرت و اختیارات، جهت منافع شخصی تعریف میشود. در مورد نهاد قضایی، مراجعین با مشاهدهی چنین فسادی به نهادهای اعمال قانون (پلیس و دادگستری) بیاعتماد میشوند و در نتیجه ممکن است در مقابل تعرض به جان و مال خود شخصاً به اقدام انتقامجویانه (vigilantism) دست بزنند. به بیان سادهتر، وقتی مردم نهادهای قضایی را قادر یا مایل به دفاع از جان و مال خویش نبینند، واکنش طبیعی آنها توسل به اقدامات شخصی انتقامجویانه خواهد بود.
آنچه در بالا گفته شد در مورد نظام قضایی و تمامی نهادهای نظام ایران، ماهیت کاملاً متفاوتی پیدا میکند. این تعریف از فساد را نمیتوان برای نهادهای نظام ایران به کار برد، زیرا از ابتدای امر، این نهادها جهت حفظ منافع نظام کارکرد یافتهاند. در واقع قدرت نهادین در ابتدا نه متوجه ارائهی خدمات اجتماعی به شهروندان است و نه حتی منافع شخصی افراد منصوب (که فساد تصور میشود)، بلکه هدف اصلی پیگیری منافع نهادین خود نظام به عنوان یک بلوک یکپارچه است. صورتمسئلهی افراد صاحبمنصب در این نظام این است که چگونه منافع شخصی خود را ضمن حفظ تعهدات و الزامات نظام جمهوری اسلامی پیش ببرند. حتی وقتی این نهادها ظاهراً خدماتی را برای مردم انجام میدهند، این خدمات در اصل توجیه امنیتی و منفعتی برای حفظ نظام دارند. برای مثال، سیستم قضایی ایران در دفاع از قربانیان شرکتهای کلاهبرداری اقدامی انجام نمیدهد؛ مگر اینکه در اثر دامنهی اعتراضات، این مورد به یک تهدید امنیتی برای نظام تبدیل شود و یا این شرکتها خارج از بلوک نهادین و نظام و فعالیتهای اقتصادی داخل بلوک را تهدید کنند. بهطور خلاصه، هدف اصلی نهادها و منصوبین –حتی در کوچکترین اقدامات مدیریتی و خدمات اجتماعی—، در ابتدا حفظ امنیت و منافع نظام است.
به طور خلاصه، تجربهی مردم در مقابل این بلوک یکپارچه، «بیگانگی» از این بلوک است و انتظار خدمات اجتماعی از این بلوک روزبهروز کمتر میشود. اقشاری که اساساً وابستگی بیشتری به خدمات اجتماعی دارند، مانند بازنشستگان، بیماران بیماریهای خاص و اقشار کمدرآمد، تجربهی مایوسکنندهی بیشتری در مقابل این بلوک نهادین دارند. کاهش انتظار و امید به دریافت خدمات اجتماعی و محافظت قانونی این بیگانگی را عادیسازی میکند، به نحویکه گیرندههای حسی جامعه در برابر این بیتوجهی کرخت میشوند و «مسئولیتپذیری» و «پاسخگویی» به واژگان تهی و لقلقهی زبان مقامات نظام تنزل مییابند و کارکرد قانون از محافظت نظام از مردم، به محافظت از نظام در مقابل مردم تغییر میکند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر